خرید بک لینک
گاهی از خیال، مست میشومفکر میکنم همان که نیست، هستمیشود سکوت محض را شنیدمیشود کنار هیچ کس نشست گاه شکل هیچ، در هوای هیچاز خودم کمی عبور میکنمچند گام در سکوت میروممثل یک شبح ظهور میکنم با هجوم یک شبح شبیه خویشتند میدوم به سمت پرتگاهمیپرم به عمق عمق یک سکوتمیپرد شبح ولی به اشتباه! میپرم از آن خیال و ناگهانشهرها و کوچهها و خانهها ...بامها و شاخهها پر از سکوتخالی از پرنده آشیانهها خالی از خیال، پرسه میزنممیربایم از کسی خیال رااز سکوت او فرار میکنممیبرم به خانهام محال را خانهام میان کوه و جنگل استچشمهها و رودها و دشتهامن سکوت قلهام، صدای بادداستان پوچ سرگذشتها داستان ما تمام میشودشکل وَهم دوردست میشویمفکر میکنیم آنکه نیست، هستاز خیال، مستِ مست میشویم

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 2 مرداد 1402 ساعت: 0:41

هر گاه میآیی به این ساحل به این دریادلشوره داری حال و احوالت پریشان استمانند چشمانت، افق تاریک و ناآرامموجی که میآید به دنبالت پریشان است..تصویر تکراری ست؛ تنهایی، افق، دریاخرچنگها، ساحل، شناور، موج، دلتنگیانگار در سرتاسرت غرقاند کشتیهابا دزد اقیانوس آرامت که میجنگی..با خود به ساحل میکشانی خاطراتت رامیبینیاش بی آنکه باشد، در تو جا ماندهمانند دریا در صدفها میخروشد؛ هستبیرحم و بیاحساس، اما دلرُبا مانده..ای مرغ دریایی رها در باد راهی شوآنکس که هرگز در کنارت نیست یارت نیستآغاز کن در قلب طوفان روزهایت راآزاد شو؛ دلتنگ بودن جز اسارت نیست

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 2 مرداد 1402 ساعت: 0:41

هر چه میروم، هنوز هسترنگ چشمهای روشنتمثل پیچکی هنوز و منمثل در بغل فشردنت ای نمیشود-ترین که بودای نمیتوان-ترین که هستکوهی از امید بودهامصخره صخرهام ز هم گسست من به شکل کوچ زندهاممیروم به سمت آفتابهر چه میروم، هنوز هستچهرهات درون این سراب ای خیال! ای امید تلخلحظهای درنگ کن، بایستمیروی و ذره ذرهامدرد میکشد تو را که نیست

برچسب: نویسنده: مهتاب صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 2 مرداد 1402 ساعت: 0:41

صفحه بندی